مزی گنگ و می خوسی دارد.
کار اهدای عضوهایم را به همین دوستان اندکم بدهید ... چشم گوشم برای هر کس خواست، مغز من را به کودکم بدهید...
در سرم رنجهای فرهاد است...
یک نفر بعد من جنون باید....
تیشه ام را به دست او بدهیدکاخ بیستون باید
وای از این مرد زرد پاییزی......
مرد آبانیم بفهم.....
لحظه ناگهان که من باشم.....
برچسب:
نویسنده: سپیده زمانی